منم زیبا که زیبا بنده ام را دوست میدارم!
منـــــــــمـــ زیبا کهـ زیبــــا بنــــــده امــــ را دوســـــتـــ میــــــدارمـــ ![]()
:تو بگـــشا گوش دل پروردگارت با تو میگویـــد
... ترا در بیکران دنیای تنهایان رهایت من نخواهـــمـ کرد
رها کــن غیر من را آشتـــی کن با خدای خود تو غیر از من چه میجویـــی؟؟؟
تو با هر کس به غیر از من چه میگویـــی؟؟
.... تو راه بنــــدگی طی کن عزیز من، خدایــی خوب میدانم
... تو دعــــوت کن مرا با خود به اشـــــکی
.یا خدایی میهمانـــم کــن که من چشمان اشـــک آلوده ات را دوســـت میدارم
... طلب کن خالق خود را، بجو ما را تو خواهی یافت
.... که عاشق میشوی بر ما و عاشق میشوم بر تو
.... که وصل عاشق و معشوق هم، آهسته میگویم، خدایی عالمی دارد
. ... تویـــی زیباتـــر از خورشــــید زیبایــــم
.... تویی والاترین مهمان دنیایم که دنیا بی تو چیزی چون تورا کم داشت
وقتی تو را من آفریدم بر خودم احسنت میگفتم مگر آیا کسی هم با خدایش قهر میگردد؟؟؟
هزاران توبه ات را گرچه بشکستی؛ ببینم من تورا از درگهم راندم؟ که میترساندت از من؟؟؟
... . رهـــا کن آن خـــدای دور؟! آن نامـــهربان معبـــود. آن مخــــلوق خــــود را
... .. این منم پــروردگار مهربانت. خالقت. اینک صدایم کن مرا. با قطره ی اشکی
... .. به پیــــش آور دو دســـت خالــــی خود را.
. با زبان بسته ات کاری ندارم لیک غوغای دل بشکسته ات را من شنیـــدم
غریب این زمین خاکی ام. آیا عزیزم حاجتی داری؟؟؟؟
... بگو جز من کس دیگر نمیفهمد. به نجوایی صدایم کن.
... بدان آغوش من باز است قسم بر عاشقان پاک با ایمان
. قسم بر اســـبهای خســــته در میـــدان تو را در بـــهترین اوقـــات آوردم
.... قسم بر عصر روشن، تکیه کن بر من
... قسم بر روز، هنگامی که عالم را بگیرد نور
... قسم بر اختران روشن اما دور، رهایت من نخواهم کرد
.برای درک آغوشم، شروع کن، یک قدم با تو تمام گامهای مانده اش با من
:تو بگشا گوش دل پروردگارت با تو میگوید
... تـــرا در بیـــکران دنــــیـــای تنـــهایـــان
رهــــایـــت مــــــن نـخواهــــم کـــــرد . . .
بسم الله الرحمن الرحیم