نماز خواندن و عواقب تارک نماز

بسم الله الرحمن الرحیم
. نماز عامل خوشبختى است و عاقبت و سرنوشت انسان در روز قیامت به نماز بستگى دارد. از این روی پیامبر مکرم اسلام در سخن گهربار خود میفرماید: «من صلی الصلوات الخمس مع الجماعة فله خمسة اشیاء: الاَول: لا یُصِیبُهُ فقر فی الدنیا و الثانی: یرفع الله تعالی عنه عذاب القبر و الثالث: یعطی کتابه بیمینه و الرّابع: یمر علی الصراط کالبرق الخاطف و الخامس: یدخله الله تعالی الجنة بلا حساب و لا عذاب. یعنی هر کس نماز خود را با جماعت بخواند برای او پنج چیز هست: 1ـ در دنیا او فقیر نخواهد شد. 2 ـ عذاب قبر را خداوند از او بر می دارد. 3ـ و نامه اعمالش را از سمت راست دریافت می کند. 4ـ و از پل صراط مانند برق خواهد گذشت. 5ـ و خداوند بدون حساب و عذاب او را داخل بهشت می کند.

ای مسلمان: زنا را گناه می دانید، ترک نماز جرمش از زنا بیشتر است، رشوه را گناه می دانید، ترک نماز جرمش از رشوه بیشتر است، قتل را گناه بزرگی می دانید، ترک نماز جرمش از قتل بیشتر است، شیطان فقط سجده را انکار کرد، آیا شیطان زنا کرده بود، مرتکب قتل شده بود؟ شراب نوشیده بود؟ قمار کرده بود؟ با خدا کسی را شریک قرار داده بود؟ شیطان منکر سجده شد، یک سجده را انکار کرد برای همیشه مردود شد.
شیطان كه رانده گشت بجز یك خطا نكرد * خود را براى سجده آدم رضا نكرد * شیطان هزار مرتبه بهتر ز بى نماز * او سجده بر آدم ، این بر خدا نكرد.

خداوند متعال نیز در این خصوص در آیه ی 277 سوره ی بقره اینچنین میفرماید: إِنَّ الَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ وَأَقَامُواْ الصَّلاَةَ وَآتَوُاْ الزَّكَاةَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ. به راستی کسانی که ایمان آورده اند و اعمال شایسته انجام داده اند، و نماز را برپا داشته اند و زکات را پرداخته اند، پاداش آنان نزد پروردگارشان برایشان محفوظ است و نه ترسی بر آنهاست و نه ایشان اندوهگین میشوند.

غفلت تا کی؟ نماز مرز میان انسانیت و شرک است. انسان مسلمان هیچ وقت نماز را ترک نمیکند. انسان مسلمان به هیچ وجه نماز را حقیر نمی شمارد. فرد مؤمن واقعی در وقت نماز به نماز نمیگوید من کار دارم باید به کار بگوید من نماز دارم. کسیکه نماز خوان است دین دار است و کسیکه نماز نمیخواند دیندار نیست. پس ای دوستان! نماز خواندن مونس قبر است، سنگینی ترازوی اعمال است، هر که نماز را برپا داشت دین را برپا داشته است و هر که نماز را ترک کرد دین را منهدم کرده است، ترک نماز آدمی را به کفر می رساند، و نماز خواندن سبب کسب رضای الله می شود. نماز ستون دین است، نماز نور مؤمن است، نماز کلید بهشت است، اولین سؤال در قیامت نماز است.

فضايل صلوات

بسم الله الرحمن الرحیم

.
إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ ۚ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا.

    ﴿56-الأحزاب ﴾


.

.به راستي خداوند و فرشتگانش بر پیامبر (ص) صلوات می فرستند ای کسانی که ایمان آورده اید بر پیامبر (ص) صلوات و سلام بفرستید .
در این آیه خداوند منزلت و شرافــت رسول الله (ص) را در حال حیات و ممــات بیان فــرموده است و (صلوات) از طرف پروردگار رحمت و رضوانش است و از طرف ملائكه دعا و استغفار است و از طرف امت دعا و بزرگداشت امر خداوند است. {1}

ای عاشقان

 

 

ای عاشقان ای عاشقان هنگام کوچ است از جهان

در گوش جانم می رسد طبل رحیل از آسمان

نک ساربان برخاسته قطارها آراسته

از ما حلالی خواسته چه خفته‌اید ای کاروان

این بانگ‌ها از پیش و پس بانگ رحیل است و جرس

هر لحظه‌ای نفس و نفس سر می کشد در لامکان

زین شمع‌های سرنگون زین پرده‌های نیلگون

خلقی عجب آید برون تا غیب‌ها گردد عیان

زین چرخ دولابی تو را آمد گران خوابی تو را

فریاد از این عمر سبک زنهار از این خواب گران

ای دل سوی دلدار شو ای یار سوی یار شو

ای پاسبان بیدار شو خفته نشاید پاسبان

هر سوی شمع و مشعله هر سوی بانگ و مشغله

کامشب جهان حامله زاید جهان جاودان

تو گل بدی و دل شدی جاهل بدی عاقل شدی

آن کو کشیدت این چنین آن سو کشاند کش کشان

نور حق

بسم الله الرحمن الرحیم   

هر که خواهد همنشینی با خدا               گو نشین اندر حضور اولیا

 

خداوند تبارک و تعالی ارحم راحمین است مسلماً  هر مسلمانی که رو به سوی خدا نماید و دستورات او را انجام دهد مخصوصاً ذکر خدا را بنماید ،  أَلَابِذِكْرِ‌اللَّـهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ (رعد 28 ) خداوند می فرماید به تحقیق قلب مسلمان با ذکر خدا آرام می شود و در آن اطمینان حاصل می گردد الَّذِينَ يَذْكُرُ‌ونَ اللَّـهَ قِيَامًا وَقُعُودًا وَعَلَىٰ جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُ‌ونَ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ‌ضِ رَ‌بَّنَا مَا خَلَقْتَ هَـٰذَا بَاطِلًا سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ‌ (آل عمران 191) خدا در این آیه نیز تعریف آن کسانی را می کند که ذکر او را می نمایند کسانی که خدا را ایستاده و نشسته و بر پهلوهایشان افتاده (و در همه‌ی اوضاع و احوال خود) یاد می‌کنند و درباره‌ی عظمت قدرت خداوند فکر می کنند که خداوند این آسمانها و زمین و این مخلوقات را چگونه آفریده است ؟ خداوند تعریف این کسان را می نماید. خداوند به کرم خود به ما رحم کند که ما را جزو آنان حساب نماید که ذاکر باشیم ذکر خداوند همیشه در قلب ما باشد ؛ ایستاده ، نشسته یا در حال استراحت و بر پهلو افتاده به هر صورت که باشیم . زمانی که مشغول کار دنیایی هستیم و با زبان و دست خود کار دنیایی انجام میدهیم ولی دل و درونمان به ذکر خداوند  آبادان باشد ( دست به کار و دل به یار ) چون که تنها و تنها این به درد انسان خواهد خورد که انسان ذاکر باشد.

حکمت های نماز پنج گانه

 

 

نماز صبح ، پس همانا آفتاب وقتي طلوع مي كرد، گويا بر شاخ هاي شيطان طلوع مي كرد. پس

خدايم مرا امر فرمود كه قبل از طلوع خورشيد و قبل از آنكه كافر براي آفتاب سجده كند نماز صبح بخوانيم.

تا آنكه امتم براي خداوند سجده نمايد. و زود بجا آوردن آن در پيشگاه خداوند محبوبتر است . اين نمازي

 

است كه هم ملائكه شب و هم ملائكه روز شاهد و ناظر آن مي باشد.

همانا در هنگام زوال آفتاب غير از عرش خدا همه چيز تسبيح حضرت حق مي گويند و به حمد پروردگارم

مشغول مي گردند . و در آن هنگام پروردگارم بر من درود مي فرستد، در اين ساعت خداوند نماز را بر امتم

 

فرض و واجب ساخت. كه خداوند در قرآن مي فرمايد:((به پا بدار نماز را از بازگشتگان خورشيد (نصفه ي

 

روز) تا تاريكي شب.)) و اين ساعتي است كه جهنميان را در قيامت به جهنم وارد مي كنند. پس هيچ

 

مؤمني نيست كه در اين ساعت به ركوع يا سجود و يا قيام مشغول باشد مگر اينكه خداوند جسدش را بر

 

آتش جهنم حرام مي گرداند.

 

و اما نماز عصر، و آن در ساعتي است كه آأم ابو البشر از ميوه ي شجره ي منهيه خورد و از بهشت خارج

 

شد. پس خداوند ذرّيه ي حضرت آدم را امر به نماز عصر نمود. و خداوند اين را براي امت من نيز اختيار

 

نمود. و اين نماز از محبوب ترين نمازها به پيشگاه حضرت حق است. و مرا توصيه نمود به حفظ بيشتر اين

 

نماز در بين نماز هاي يوميه. و اما نماز مغرب ، و آن در ساعتي است كه خداوند توبه ي حضرت آدم را در

 

آن ساعت پذيرفت ، كه سيصد سال پس از هنگام خوردن حضرت آدم از ميوه ي درخت منهيه تا قبول توبه

 

اش به طول انجاميد. حضرت آدم سه ركعت نماز مغرب به جا آورد، ركعتي براي خطاي خويش ، و ركعتي

 

براي خطاي حضرت حوا ، و ركعتي براي (شكرانه ي قبول) توبه اش پس خداوند اين سه ركعت را بر اممتم

 

فرض و واجب ساخت. مغرب وقتي است كه دعا در آن مستجاب است ، و پروردگارم به من وعده داد كه

 

دعاي مؤمنين را در اين وقت مستجاب نمايد. و اين همان نمازي است كه خداوند در قرآن مرا به آن امر

 

نموده و فرمود:((منزه شماريد خداوند را، هنگامي كه شب كنيد و هنگامي كه بامداد كنيد.))

 

(سوره روم،آيه17)

 

اما نماز عشا ، پس به راستي در قبر و در روز قيامت ظلماتي است، لذا پروردگارم به من و امتم به نماز

 

عشا امر فرمود براي نورانيت قبر و روشن ساختن آن ، و اينكه به من و به امتم نوري روي صراط عطا

 

فرمايد و هيچ قدمي نيست كه به سوي نماز عتمه و عشا برود مگر آنكه خداوند بدنش را از آتش جهنم

 

حرام مي گرداند و اين نمازي است كه پروردگار متعال آن را براي مرسلين و انبياي قبل از من اختيار

 

فرموده .

 

 

 

تا کی

ديوانه كني هردو جهانش بخشي / ديوانه تو هردو جهان را چه كندديوانه كني هردو جهانش بخشي / ديوانه تو هردو جهان را چه كندديوانه كني هردو جهانش بخشي / ديوانه تو هردو جهان را چه كندديوانه كني هردو جهانش بخشي / ديوانه تو هردو جهان را چه كندديوانه كني هردو جهانش بخشي / ديوانه تو هردو جهان را چه كندديوانه كني هردو جهانش بخشي / ديوانه تو هردو جهان را چه كند

تا کی غم آن خورم که دارم یا نه                     وین عمر به خوشدلی گذارم یا نه


پر کن قدح باده که معلوم نیست                     کاین دم که فرو برم بر آرم یا نه

کار خدا بی حکمت نیست


تنها بازمانده یک کشتی شکسته به جزیره کوچک خالی از سکنه افتاد.

او با دلی لرزان دعا کرد که خدا نجاتش دهد و اگر چه روزها افق را به دنبال یاری رسانی از نظر می گذارند، اما کسی نمی آمد.

سرانجام خسته و از پا افتاده موفق شد از تخته پاره ها کلبه ای بسازد تا خود را از عوامل زیان بار محافظت کند و داراییهای اندکش را در آن نگه دارد.

اما روزی که برای جستجوی غذا بیرون رفته بود، به هنگام برگشتن دید که کلبه اش در حال سوختن است و دودی از آن به آسمان می رود. متاسفانه بدترین اتفاق ممکن افتاده و همه جیز از دست رفته بود.

از شدت خشم و اندوه درجا خشکش زد............ فریاد زد: خدایا چطور راضی شدی با من چنین کاری کنی؟

صبح روز بعد با صدای بوق کشتی ای که به ساحل نزدیک می شد از خواب پرید. کشتی ای آمده بود تا نجاتش دهد.

مرد خسته، از نجات دهندگانش پرسید: شما از کجا فهمیدید که من اینجا هستم؟

آنها جواب دادند: ما متوجه علائمی که با دود می‌فرستادي شدیم.

داستان اخلاص

گویند: در بنی اسرائیل عابدی بود، شنید در آن نزدیکی درختی است که مردم آن را می پرستند. عابد در خشم شد و از بهر خدا و تعصّب در دین، تبر بر دوش نهاد و رفت که درخت را بِبُردديوانه كني هردو جهانش بخشي / ديوانه تو هردو جهان را چه كندديوانه كني هردو جهانش بخشي / ديوانه تو هردو جهان را چه كند.

ابلیس به صورت پیری بر او ظاهر شد و پرسید کجا می روی؟ گفت: برای بریدن فلان درخت. ابلیس گفت: برو به کار عبادتت مشغول باش تو را چه کار به این کار؟ عابد سخت بر او آویخت و بر زمین زد و بر سینه او بنشست.

ابلیس گفت: دست از من بدار تا تو را سختی نیکو گویم. دست از وی بداشت. ابلیس گفت: این کار کار پیغمبران است نه تو. عابد گفت: من از این کار باز نگردم. دو بار با ابلیس در آویخت و او را به زمین زد. بار سوم ابلیس گفت: تو مردی درویش هستی و مَؤُنتِ تو با مردمان است. این کار را به دیگران واگذار، من روزی دو دینار زیر بالین تو گذارم که هم هزینه خود کنی و هم به دیگر عابدان دهی.

عابد پیش خود گفت: یک دینار آن صدقه دهم و دینار دیگر خود به کار برم و این کار بهتر از درخت برکندن است که مرا بدان نفرموده اند و من پیغمبر نیستم. دیگر روز دو دینار زیر بالین خود دید و بر گرفت. تا روز سوم که هیچ دیناری بر بالین ندید.

 تبر برداشت و عازم بریدن درخت شد. ابلیس در راه رسید و به او گفت: ای مرد! این کار کار تو نیست، و با هم در آویختند. ابلیس او را بر زمین زد و بر سینه او نشست. عابد پرسید: چه شد که آن دو بار من تو را زمین زدم و این بار درماندم؟ گفت: آن دو بار بهر خدا در آویختی و این بار بهر دینار!

 اول برای خدا به اخلاص آمدی و از جهت دین خدا خشم گرفتی، خداوند تو را نیرومند ساخت؛ اکنون بهرِ طمع خویش آمدی و از بهر دنیا خشم گرفتی و پیرو هوای نفس خود شدی، لاجرم ناتوان شدی

آنگاه که خدا هم بیاد توست

فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ وَاشْكُرُوا لِي وَلَا تَكْفُرُونِ(البقرة/152

پس به ياد من باشيد، تا به ياد شما باشم! و شکر مرا گوييد و (در برابر نعمتهايم) کفران نکنيد

پند لقمان به فرزندش

اى پسرم! تو از آن روزى که به دنیا آمدى، پشت به دنیا و رو به آخرت کردى، و خانه‌اى که دارى به طرف آن مى‌روى نزدیک‌تر از خانه‌اى است که از آن دور مى‌شوى،

پسرم همواره با علما بنشین ولى با آنان بحث مکن، که اگر چنین کنى از تعلیم تو دریغ مى‌ورزند، و از دنیا به قدر نیازت استفاده کن، و یک باره دنیا را ترک مکن، و گرنه سربار جامعه خواهى شد، و در دنیا آنچنان داخل مشو که به آخرتت ضرر رساند،

آن قدر روزه بگیر که از شهوتت جلوگیرى کند، و آن قدر روزه مگیر که از نماز بازت دارد، زیرا نماز نزد خدا محبوبتر از روزه است.

مصلحت بندگان در کلام پروردگار

. وَمَا أَصَابَكُم مِّن مُّصِيبَةٍ فَبِمَا كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ وَيَعْفُو عَن كَثِيرٍ

آنچه از مصائب و بلا به شما مي‌رسد ، به خاطر كارهائي است كه خود كرده‌ايد . تازه خداوند از بسياري ( از كارهاي شما ) گذشت مي‌كند

پس برادر ما را از عالم غیب وفردای خود خبری نیست،

قرار نیست دنیا آنگونه باشد که ما میخواهیم ، هر آرزویی داریم برآورده شود،هیچ مصیبت و ناکامی به سراغمان نیاید،هرآنچه فکر میکنیم درست باشد

مهم این است که به خدای خود اعتماد کنیم شاید ناکامی امروز مقدمه موفقیت فردا باشد

چرا صبر نکنیم تا به آنچیزی برسیم که خدا برایمان میخواهد که بسی بهتر است!

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اسْتَعِينُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلاَةِ إِنَّ اللّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ:

اي كساني كه ايمان آورده‌ايد ! از بردباري و نماز ( در برابر حوادث سخت زندگي ) كمك بگيريد ( و بدانيد كه ) خدا با بردباران است

..إِنَّ اللّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ      خدا با شكيبايان است  (انفال 46)

..وَاللّهُ يُحِبُّ الصَّابِرِينَ      خداوند شكيبايان را دوست مي‌دارد (آل عمران 146)

....وَعَسَى أَن تَكْرَهُواْ شَيْئاً وَهُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ وَعَسَى أَن تُحِبُّواْ شَيْئاً وَهُوَ شَرٌّ لَّكُمْ وَاللّهُ يَعْلَمُ وَأَنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ (بقره216)

چه بسا چيزي را دوست نمي‌داريد و آن چيز براي شما نيك باشد،

و چه بسا چيزي را دوست داشته باشيد و آن چيز براي شما بد باشد

و خدا ( به رموز كارها آشنا است و از جمله مصلحت شما را ) مي‌داند

و شما نمي‌دانيد

آیا باور نداریم که:

..إِنَّ اللّهَ كَانَ بِكُمْ رَحِيماً          بيگمان خداوندنسبت به شما مهربان بوده

..وَمَا أَنَا بِظَلَّامٍ لِّلْعَبِيدِ              و من كمترين ستمي به بندگان نمي‌كنم .

بازگشت

ديوانه كني هردو جهانش بخشي / ديوانه تو هردو جهان را چه كندديوانه كني هردو جهانش بخشي / ديوانه تو هردو جهان را چه كندديوانه كني هردو جهانش بخشي / ديوانه تو هردو جهان را چه كندديوانه كني هردو جهانش بخشي / ديوانه تو هردو جهان را چه كند

"قل ياعبادي الذين اسرفوا علي انفسهم لاتقنطوا من رحمه الله ان الله يغفر الذنوب جميعا انه هوالغفور الرحيم(53) وانيبوا الي ربكم و اسلموا له من قبل ان ياتيكم العذاب ثم لاتنصرون(54) واتبعوا احسن ما انزل اليكم من ربكم من قبل ان ياتيكم العذاب بغته و انتم لاتشعرون(55)" زمر

 

 

(53)(از قول خدا به مردمان)  بگو: اي بندگانم! اي آنان كه در معاصي زياده‌روي هم كرده‌ايد! از لطف و مرحمت خدا مايوس و نااميد نگرديد. قطعا خداوند همه گناهان را مي‌آمرزد. چرا كه او بسيار آمرزگار و بس مهربان است. (54)و به سوي پروردگار خود برگرديد(و با ترك سيئات و انجام حسنات به سوي آفريدگارتان تغيير مسير دهيد) و تسليم او شويد(و خاضعانه و خاشعانه از اوامرش فرمانبرداري كنيد) پيش از اين‌‌كه عذاب(خانه برانداز و ريشه‌ كننده دنيوي و سخت و دردناك و سرمدي اخروي) ناگهان به سوي شما تاخت آرد و ديگر كمك و ياري نشويد(و كسي نتواند شما را از عذاب خدا برهاند). (55)و از زيباترين و بهترين چيزي كه از سوي پروردگارتان براي شما فرو فرستاده شده است(كه قرآن است) پيروي كنيد پيش از اين‌كه عذاب(دنيوي يا اخروي) ناگهان به‌سوي شما تاخت آرد. در حالي كه شما بي‌خبر باشيد.

نجوای عاشقی

بار خدايا! من از دنيا و آنچه در آن است بركنده

و با همه وجودم به تو روي آورده‌ام

و از كسي كه به احسان تو نيازمند است دل بركنده‌ام

و دانستم كه در خواست حاجتمند ديگر

از سبكي انديشه و گمراهي خود اوست.

اي خداي من، بسيار كسان را ديده‌ام

كه از غير تو عزت و بزرگي مي‌طلبيدند

و خوار شدند

و از غير تو، ثروت و دارايي خواستند

و بي‌چيز گرديدند.

و مقام و منزلت را از همانندهاي خود،

جستند و پست گرديدند.

بنابراين آگاهي بر اثر ديدن امثال اينان،

موجب هوشياري و عبرت شخص دورانديش مي‌شود

و مايه‌ي موفقيت او مي‌گردد

و اين امر او را به راه راست و شايسته،

رهبري خواهد كرد.

پس از اين جهت، اي مولاي من‌،

تنها مرجع درخواست‌هاي من تويي، نه كسان ديگر

و تنها تو، رواكننده‌ حاجات و خواهش‌هاي من هستي نه مطلوبي ديگر،

لذا پيش از آن كه كسي را بخوانم،

تو را مي‌خوانم و بس.

و در چشم‌انداز اميد من،

احدي با تو شرك نيست و در دعاي من با تو هيچ كس همراه من نيست.

اي خداي من!

يكتايي و وحدانيت، در ذات تو است

و قدرت بي‌كران و كمال مطلق و توانايي بي‌حد،

درجه، مقام، منزلت والا، شان و مقام عالي و صفت كامله از آن توست.

تو پاك و منزهي و معبودي جز تو نيست.

خانه ی عنکبوت

                      بسم الله الرحمن الرحيم

"مثل الذين اتخذوا من دون الله اولياء كمثل العنكبوت اتخذت بيتا و ان اوهن البيوت لبيت العنكبوت لو كانوا يعلمون" 41 عنكبوت

 

" كار كساني كه جز خدا، سرپرستاني برگزيده‌اند، همچون كار عنكبوت است كه خانه‌اي برگزيده است. بي‌گمان سست‌ترين خانه‌ها، خانه و كاشانه عنكبوت است، اگر مي‌دانستند."

قرآن منشور زندگی

"قرآن، كتاب مخصوص به اين نژاد يا آن نژاد نيست؛ از آنِ صاحبان اين رنگ پوست يا آن رنگ پوست نيست؛ كتاب اين ياآن اقليم و سرزمين نيست؛ كتاب اين يا آن گروه و صنف نيست؛ نه فقط براي عقلگرايان نازل شده است و نه تنها براي احساس‌گرايان؛ نه كتاب ايده‌آليست‌هاست و نه رئاليست‌ها؛ نه از آنِ فردگرايان و نه از آنِ جامعه‌گرايان؛ نه كتاب دولتمردان و نه كتاب شهروندان؛ نه كتاب خاصّ ثروتمندان است، و نه خاصّ مستمندان؛ نه فقط مخصوص زنان است و نه فقط مخصوص مردان."

قرآن كتاب همگان است. قانون اساسي براي جهانيان كه از سوي خالق آنان فرو فرستاده شده است."

قرآن برنامه جامع زندگي انسان است كه صاحب آن، اينگونه آن را توصيف كرده و خطاب به پيامبرش فرموده است:

"و نزلنا عليك الكتاب تبيانا لكل شيء و هدي و رحمه و بشري للمسلمين" نحل 89

ما قرآن را بر تو فرو فرستاديم كه بيان كننده همه چيز و مايه هدايت و رحمت و بشارت براي مسلمانان است.

نفاق

                 بسم الله الرحمن الرحيم

"و من الناس من يعبد الله علي حرف فان اصابه خير اطمان به و ان اصابه فنته انقلب علي وجهه خسر الدنيا و الاخيره ذلك هو الخسران المبين" حج11

((و از مردم كساني هستند كه خدا را در حاشيه و كناره پرستش مي‌كنند داراي عقيده سستي هستند-اگر خيري بديشان برسد به سسب آن شاد و آسوده خاطر و-بردين-استوار و ماندگار مي‌شوند و اگر بلا و مصيبتي بديشان برسد عقب گرد مي‌كنند. بدين ترتيب هم دنيا و هم آخرت را از دست مي‌دهند. مسلما اين زيان روشن و آشكاري است.))

تبعیت از شیطان

                                                         بسم الله الرحمن الرحيم

" يا ايها الذين آمنوا لا تتبعوا خطوات الشيطان و من يتبع خطوات الشيطان فانه يامر بالافحشاء و المنكر"

  نور 21

"اي كسانيكه ايمان آورده‌ايد گامهاي شيطان را پيروي نكنيد (و بدنبال او راه نيفتيد) و هر كس دنبال شيطان بيفتد (مرتكب بديها مي‌شود، چرا) كه شيطان تنها به بديها و زشتيها دستور مي‌دهد."

پيروي از شيطان مشتمل بر چند قسم است:

الف- پيروي از هوا و هوس: خداوند مي‌فرمايد: " و من اضل ممن اتبع هواه بغير هدي من الله" قصص 50

چه كسي گمراهتر از آن كسي است كه از هوا و هوس خود پيروي كند بدون رهنودي از جانب خدا؟

ب- پيروي از افراد تبهكار و فتنه برانگيز: خداوند از زبان موسي عليه السلام كه به برادر خود هارون سفارش مي‌كرد، چنين مي‌فرمايد: "... ولا تتبع سبيل المفسدين" اعراف 142 ... و از راه و روش تباهكاران پيروي مكن.

ج- پيروي از شهوات و آرزوهاي نفساني: خداوند مي‌فرمايد: " فخلف من بعدهم خلف اضاعوا الصلاه و اتبعوا الشهوات" مريم 59 : بعد از آنان فرزندان ناخلفي (روي كار آمدند و در زمين ) جايگزين شدند كه نماز را (ترك كردند و بهره‌مندي از آن را ) هدر دادند و بدنبال( لذائذ و ) شهوات راه افتادند.

د- پيروي از راههاي باطل: خداوند مي‌فرمايد: " و لا تتبوا السبل فتفرق بكم عن سبيله" انعام 153 : از راههاي (باطلي كه شما را از آن نهي كرده‌ام) پيروي نكنيد (چون) شما را از راه خدا (منحرف و) پراكنده مي‌سازد.

ه- پيروي از گمان و پندار باطل: خداوند مي‌فرمايد: " ان تتبعون الا الظن و ان انتم الا تخرصون" انعام 148  شما فقط از پندارهاي بي‌اساس پيروي مي‌كنيد و (حجت و برهاني بر گفتار و كردار خود نداريد بلكه) از روي ظن و تخمين كار مي‌كنيد (دروغ مي‌گوئيد).

و- پيروي نمودن از پدران و نياكان گذشته: خداوند مي‌فرمايد: " و اذا قيل لهم اتبعوا ما انزل الله قالوا بل نتبع ما وجدنا عليه آباءنا" لقمان 21 : هنگامي كه بدانان گفته مي‌شود: از آنچه خدا نازل كرده است پيروي كنيد، مي‌گويند: بلكه ما از چيزي پيروي مي‌كنيم كه پدران خود را بر آن يافته‌ايم.

ز- پيروي نمودن از متشابهات: خداوند مي‌فرمايد: "هو الذي انزل عليك الكتاب منه آيات محكمات هن ام الكتاب و اخر متشابهات فاما الذين في قلوبهم زيغ فيتبعون ما تشابه منه ابتغاء تاويله" آل عمران 7 : او است كه كتاب(قرآن) را بر تو نازل كرده است، بخشي از آن، آيه‌هاي محكمات است (و معاني مشخصي و اهداف روشني دارند، و) آنها اصل و اساس اين كتاب هستند، و بخشي از آن، آيه‌هاي متشابهات است (معاني روشني ندارند، و احتمالات مختلفي در آنها مي‌‌رود) اما كساني كه در دلهايشان كژي است (و گريز از حق) براي فتنه‌انگيزي و تاويل (نادرست) به دنبال متشابهات مي‌افتند.

خداوند متعال مي‌فرمايد:

" فرزند آدم! تو  را براي خودم آفريدم، و همه چيز را براي تو آفريده‌ام. پس به حقي كه به گردن تو دارم به آنچه كه براي تو آفريده‌ام سرگرم مشو تا از آنچه كه تو را به خاطر آن خلق كرده‌ام غافل شوي". "فرزند آدم! تو را براي خودم آفريده‌ام پس بازي مكن، و روزيت را كفايت كرده‌ام پس خود را به رنج ميفكن! فرزند آدم! مرا طلب كن مي‌يابي. وقتي مرا يافتي همه چيز را يافته‌اي، و اگر مرا از دست بدهي همه چيز را از دست داده‌اي! و من از هر چيز و هر كس نزد تو محبوب‌ترم."

حرکت زمین

حرکت زمین

«افرید اسمانها و زمین را بتدیر  درست می پیچاند شب را به روز و می پیچاند روز را برشب و رام ساخت خورشید وماه را هر یکی میرود تا زمان معین ».

نکـتـه آيه: سيارات، زمين، خورشيد و ماه تا زمان تعيين شده ای در حرکت خواهند بود:

 

عـلـم نـجـوم عـصـر پيامبر می گفـت: زمين ثابت و مرکز جهـان است. ايـن تـئوری تا سال 1543 بقوت خود باقی بود. در آن تئوری (يعنی وقتی زمین ثابت و مرکز جهان باشد و خورشید و سیارات بدور زمین بچرخند)،  ما می بایست سیاره زهره را همیشه به شکلی که در تصویر سمت چپ می بینیم، بصورت هلالهای ماه ببینیم. ولی وقتی انسان تلسکوپ بکار گرفت دید که سیاره زهره به شکل ماه کامل (ماه شب چهارده) پیدا است (تصویر سمت راست). نتیجه این شد که زهره می بایست به آن طرف خورشید رفته باشد و آن طرف خورشید باشد تا بتواند به این شکل نور خورشید را بازتاب بدهد. و نتیجه این شد که زهره در واقع دور خورشید می گردد نه به دور زمین. و از اینجا بود که انسان نتیجه گرفت که خورشید در مرکز است و سیارات به دور آن می گردند.

از آنجا که مسلمانان معمولاً چیزهای خارجی را دوست دارند و می پسندند، دنبال اندیشه های علمی آن دوران رفته بوده اند و مانند بقیه نوشته اند که زمین به دور خورشید می گردد، در حالیکه آیه خیلی صریح و واضح پس از اینکه از سیارات و زمین و ماه و خورشید صحبت می کند می گوید: همه آنها (يعنی هر یک از سیارات و زمین و خورشید و ماه) تا زمان تعیین شده ای در جریان هستند (یعنی حرکت می کنند). یکی از حرکتهای خورشید حرکت آن در مداری در کهکشان راه شیری با سرعت 900000 کـيـلـومتر در ساعت است، که 225 ميليون سـال طـول می کشد تا آن را طی کند. و حرکت ماه نیز اینست که  بدور زمين در حرکت است.

مدت زمان حرکـت آنها نيز چنانکه آيــه مطرح کرده جاودانه نيست بلکه مدت زمان مشخصی دارند.

انواع توحید

توحید بر سه نوع است :

1)توحید  ربوبیت                                                         

2)توحید  الوهیت

3)توحید اسماءوصفات

1. توحید ربوبیت: و ان اعتقاد جازم و اقرار کردن بر این است که خداوند متعال یک و یکتا است فقط و خالق و پروردگار تمام کاینات و مالک و رازق و زنده کننده و کشنده بوده و نفع بدست او است او بی همتا است و هیچ شریکی ندارد چنانچه در قران کریم امده است (له ما فی السموات و ما فی الارض و هو العلی العظیم ) معنی: انچه در اسمانها و در زمین است همه ملک اوست و او خدای بزرگ وبلند مرتبه است. و چنانچه در جای دیگر می فرمایند (فاطر السموات و الارض جعل لکم من انفسکم ازواجا و من الانعام ازواجا یذرؤکم فیه لیس کمثله شیء و هو السمیع البصیر ) معنی: فقط خدا افریننده اسمانها و زمین است او شما را به صورت مرد و زن و چهار پایان را به نر و ماده در اورده است و بدینوسیله به افرینش می افزاید هیچ چیزی همانند خدا نیست او شنوا و بینا است

2.معنی توحید الوهیت :مخصوص گردانیدن تمام انواع عبادتها را برای خداوند متعال است و لا اله الا الله رمز کلمه توحید است و معنی اش این است که هیچ معبود بر حقی که مستحق بندگی و عبادت بوده باشد غیر از خداوند متعال نیست و شایسته بندگی و خضوع و اخلاص عمل و عبادات ظاهرا و باطنا فقط برای اوست و هیچ نبی مرسل و ملک مقرب و ولی مستحق به بندگی و تقرب جستن و نذر و قربانی کردن و غیره نمی باشد بنابراین مدد طلب کردن و نذر و ذبح کردن برای غیر خدا و همچنین استغاثه از مردگان و یا مراقد اولیاءو غیره ویا طلب کردن مدد از بزرگ و پیر و مرشد زنده از انچه که از قدرت انسان خارج است این همه شرک اکبر است که بغیر از توبه کردن قابل عفو و مغفرت نیست چنانچه خداوند می فرماید ( ان الله لا یغفر ان یشرك به و یغفر ما دون ذلک لمن یشاءو من یشرك بالله فقد ضل ضللا بعیدا) معنی: هر ایینه خدا نمی امرزد انکه شریک باو مقررکرده شود و می امرزد غیر شرک هر که را خواهد و هر که شریک خدا مقرر کند پس گمراه شد گمراهی دور     و می فرمایند (... فلا تدعوا مع الله احدا) معنی: کسی را با خدا پرستش نکنید

و توحید نظری یا توحید علمی فقط کافی نیست بلکه برای مومن توحید عملی هم لازم است  چنانچه خداوند متعال می فرمایند ( و ما ارسلنا من قبلک من رسول الا نوحي اليه انه لا اله الا انا فاعبدون ) معني: ما پیش از تو هیچ پیغمبری را نفرستادهایم مگر اینکه به او وحی کرده ایم که معبودی جز من نیست فقط مرا پرستش کنید

3.توحید الاسماء و الصفات: و ان عبارت از اقرار کردن به اسماءحسنی و صفات علیای خداوند بزرگ است که انها را برای خود اختصاص نموده و ذات خود را بر ان توصیف کرده است و یا اینکه پیغمبرش او را به این نامها ذکر نموده و توصیف کرده است  و خداوند بندگان را امر کرده است که به این اسماء حسنی او را بخوانند چنانچه می فرمایند: (ولله الاسماءالحسنی فادعوه بها و ذروا الذین یلحدون فی ... ) معنی: خدا دارای زیباترین نامها است او را بدان نامها بخوانید و انانرا که در نامهای او تحریف می ورزند به حال خود واگذارید که بذودی به کردار بدشان مجازات خواهند شد

چند اموری که مستلزم برای توحید می باشند

مجرد نطق کردن به کلمه توحید ((لا اله الا الله محمد رسول الله))کافی نیست و تا وقتی که هفت شرط در ان موجود نباشد قائل انرا نزد پروردگار هیچ نفعی نخواهد داد:

1) علم به معنی کلمه توحید و شناخت حقیقت ان داشته باشید چنانچه خداوند فرموده است ( و لا یملک الذین یدعون من دونه الشفاعه الا من شهد بالحق و هم یعلمون ) معنی: معبودانی که مشرکان بجز خدا به فریاد می خوانند و می پرستند قدرت و توانایی هیچگونه شفاعت و میانجیگری را ندارند مگر کسانیکه اگاهانه بر حق شهاده داده باشند     ودر صحیح مسلم امده است که < من مات و هو یعلم انه لا اله الا الله دخل جنه > معنی: هر که مرد و می داند (گواهی میدهد) که بجز خدا دیگر معبودی نیست او وارد بهشت می شود

2) یقین قطعی: یعنی کسی که این کلمه را نطق کند (به ربان بیاورد) باید به مدلول و مفهوم کلی ان یقین قطعی داشته باشد ودر شک و تردد نباشد زیرا در عقاید و ایمانیات ظنیات مردود می باشد قول خداوند است:(انما المومنون الذین امنوا بالله و رسوله ثم لم یرتابوا و جاهدوا باموالهم و انفسهم فی سبیل الله 

اولئك هم الصادقون ) معنی: مومنان (واقعی) تنها کسانیند که به خدا و پیغمبران ایمان اورده اند سپس هرگز شک و تردیدی به خود راه نداده اند و با مال و جان خویش در راه خدا به جهاد بر خاسته اند انان (در ایمان خود ) درست و راستگویند

3) و مقتضیاد این کلمه را به قلب و زبان بپذیرند چنانچه خداوند منکرین و تکذیب کنندگان امتهای پیشین را در این دنیا به عذاب مبتلا نموده و می فر ماید( انهم کانوا اذا قیل لهم لا اله الا الله یستكبرون ) معنی: وقتیکه بدانان گفته می شود جز خدا معبود بر حقی نیست بزرگی و تکبر می نمودند پس سبب عذاب دادنشان در دنیا غرور و انکار کردن کلمه توحید قرار داده شده است .

4) انقیاد و تسلیم شدن بمدلول و مفهوم این کلمه خداوند فرموده است (و انییبوا الی ربكم و اسلموا له من قبل ان ياتيكم العذاب ثم لا تنصرون ) معنی: و بسوی پروردگار خود برگردید و تسلیم حکم او شوید پیش از اینکه عذاب ناگهان بشما تاخت ارد و دیگر کمک و یاری کرده نمی شوید

5) صدق : به این معنی که به کلمه توحید صادقانه گواهی داده و زبانش و قلبش در این مورد با هم موافق بوده باشند خداوند می فرماید  ( و من الناس من یقول امنا بالله و بالیوم الاخر و ما هم بمومنین یخادعون الله و الذین امنوا و ما یخدعون الا انفسهم و ما یشعرون ) معنی: در میان مردم دسته ای هستند که می گویند : ما به خدا و روز رستاخیز باور داریم در صورتیکه باور ندارند و انها جزء مومنان  به شمار نمی روند (اینان بنظرشان ) خدا و مومنان را فریب می دهند ولی انها خودشان را فریب می دهند ولی نمی فهمند

6) اخلاص: و ان تصفیه عمل با نیک نیتی است که از تمام شائبه شرک پاک بوده باشد خداوند می فرماید (...الا لله الدین الخالص ) معنی: تنها طاعت و عبادت خالصانه برای خدا است و در صحیح بخاری امده است < ان الله حرم علی النار من قال لا اله الا الله یبتغی بذلک وجه الله عزوجل > معنی بیگمان الله تعالی بر اتش دوزخ حرام گردانیده است کسی را که کلمه لا اله الا الله را بگوید و طلبش محض رضای خداوند بزرگ و برتر بوده باشد

7) محبت خدا که به مقتضای کلمه توحید با ملتزمین ان محبت داشته باشد و با منافقین و مخالفین ان بغض داشته باشد چنانچه خداوند می فرمایند (و من الناس من یتخذ من دون الله اندادا یحبونهم کحب الله و الذین امنوا اشد حبا لله )   معنی: برخی از مردم هستند که غیر از خدا همتاها بر می گزینند و انانرا همچون خدا دوست می دارند و کسانی که ایمان اورده اند خدا را سخت دوست می دارند

از حسن بصری(رحمه الله) سوال کرده شد که بعضی می گویند :هر که کلمه لا اله الا الله را بگوید وارد بهشت می شود او را جواب داد کلمه را گفته باشد و حق و فرض ان را ادا کند انوقت وارد بهشت می شود

 

 

 

معلم کلاس ما اول خط خدا نوشت

اسم بقیه را ولی زیر خدا جدا نوشت

صدای حاضر حاضر همه به گوش من رسید

جز اولی که نام او از همگان سوا نوشت

این عمل معلمم سخت به من اثر گذاشت

نخواند اسم اولی پس که خدا چرا نوشت

به پا شدم زجای خود تا که بگویمش به او

نام خدا که او نوشت نبود  پس خطا نوشت

ولی معلمم به من گفت که هم کلاس ماست

اگر که خوب بنگرم پیش من است به جا نوشت

گفت ولی در آخرش ملتفتم به سهو خود

کشید خط به اسم ما فقط خدا خدا نوشت

بخشیدم بیا

           

  گفتم منم اهل خطا،گفتی که بخشیدم، بیا؛؛؛ 
         

گفتم شکستم توبه ها،گفتی که بخشیدم، بیا؛؛؛                     
گفتم که ای ستار من، ای حضرت غفار من ؛؛؛                         
 من برخودم کردم جفا، گفتی که بخشیدم، بیا ؛؛؛                   
گفتم ز خوبی خالی ام، من دانه ای پوشالی ام ؛؛؛                 
 بنگر تهی دستم خدا،گفتی که بخشیدم، بیا؛؛؛                       
 گفتم که احوالم بد است، از بس گناهم بی حد است ؛؛؛         
 بخشیده ای این بنده را؟! گفتی که بخشیدم، بیا ؛؛؛              
 گفتم که نفسم سرکش است، جایم درون آتش است ؛؛؛        
  اغفرلنا، اغفرلنا، اغفرلنا، گفتی که بخشیدم، بیا؛؛؛؛